|
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اگه میخوای بخندی بیا اینجا وگرنه نیا
| ||
|
ببخشید که نمیتونم زود زود آپ کنم چون تو سربازی هستم بازم ممنونم که از این وب دیدن میکنید دمتون گرم تا بعد بای [ سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ] [ 2:39 ] [ بهمن تکفاز ]
سلام به همه میخوام یه واقعیتی رو بهتون بگم من یکی رو دوست دارم خودشم از ته دل و میخوام تمام عالم بدونن و امیدوار هر وقت این پستو میبینه به یاد من بیفته و بدونه چقد دوستش دارم بهار و بهمن [ سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ] [ 2:36 ] [ بهمن تکفاز ]
توآشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که ازشهرداری عوارض نوسازی بگیره مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاقباز دراز بکشه کف قفس به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی امسال میخوام واسشون جشن سالگردبگیرم بعداز چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکورلحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ “زوروِ ” داره از دست گروهبان گارسیا در میره پسره اومده خواستگاریم میگم من الان میخوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۱۰ دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت میکنه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم میخواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری روتحریرات بیشتر کار کنی! تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه ۱ نفر؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۲ نفر حساب کن خورزوخان هم هست از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم ماشینه تا شیشه جمع شده. یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن. یارو داره رد میشه … میگه مرده؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تصادف خستش کرده خوابیده هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم.آمپولارو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟ پـَـَ ـنــه پـَـَــــ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم! رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم.مربیه میگه بچه رو میبریدش؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم:مگــــــــس … ! میگه بکشمش؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون آتیش زده. میگه سوخت؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه جون گرفت رفت مرحله بعد ! رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟! به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از ادولف هیتلرینگ میخوای؟ پـَـَ ـنــه پـَـَــــ واسه رد شدن از تنگه ابو غُریب میخوام. هم سنگرام منتظرن!!! رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. مامانم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخوابه [ سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ] [ 2:16 ] [ بهمن تکفاز ]
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه.
[ سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ] [ 2:17 ] [ بهمن تکفاز ]
* دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!
* مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟ پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!! * لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!! پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده. * دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟ میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!! * دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟ می گم پـــ نه پـــ رفتم مرحله بعد!!! * به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟ پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!! * رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟ پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!! * تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟ می گم:پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!!! * رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟ پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم! [ سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ] [ 2:18 ] [ بهمن تکفاز ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||